شروع قیام در مدینه
حسین فخی در ذیالقعده سال ۱۶۹ق در مدینه قیام کرد.[۳۵] وی و تنی چند از همراهانش هنگام نماز صبح، با شعار «اَحَد اَحَد» وارد مسجدالنبی شدند و مؤذن را واداشتند تا اذان را همچون شیعهها (یاور با «حیّ علی نه العمل») بگوید.[۳۶] فرمان دار مدینه با شنیدن اذان شیعهها وحشت کرد و از مدینه گریخت.[۳۷] عموم نماز را به امامت حسین خواندند و بعداز نماز، حسین بن علی خطبهای خواند و عموم را به بیعت با خویش فراخواند تا عموم براساس کتاب خداوند، سنت پیامبر معبود و «الرضا اینجانب آلمحمد» (یعنی شخص موردرضایت از آل محمد) با وی بیعت نمایند.[۳۸] ولی گزارشهایی از ملازمت و همراهی نکردن عموم مدینه با آنان حکایت مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد دارااست.[۳۹]
کارایی دست اندرکاران حکومت در مدینه برای تقابل با حسین فخی فیضای نداشت و به باخت و کشته شدن تنی چند از آن ها انجامید.[۴۰] آنها همینطور از خجسته ترکی (از فرماندهان دستگاه خلافت) که به قصد رفتن به حج، وارد مدینه گردیده بود یاری خواستند؛[۴۱] ولی مبتنی بر نقل ابوالفرج اصفهانی، میمون که به پیکار با حسین گرایش نداشت، در پیامی مخفیانه از حسین خواست به وی شبیخون بزنند تا وی به گریختن ناگزیر خواهد شد.[۴۲] حسین نیز چنان کرد و خجسته به سوی مکه گریخت.[۴۳] بنابراین شهر مدینه در دست حسین قرار گرفت. احاطه بر مدینه صرفا یازده روز طولانی شد.[۴۴] شهید فخ شخصی به اسم دِنیارِ (دِرباس)[۴۵] خُزاعی را والی مدینه کرد و خویش یاور با سیصد نفر از یارانش،[۴۶] در ۲۴ ذیالقعده به سمت مکه جنبش رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[۴۷]
مبارزه فخ
هادی عباسی برخی از بزرگان حکومت را که به حج رفته بودند، به رویا رویی با حسین امرکرد و فرماندهی مبارزه را برعهده محمد بن سلیمان گذاشت.[۴۸] عباسیان با سپاهی چهار هزار نفری در ۸ ذیالحجه (روز ترویه) در محلی به اسم «فخ» با سپاه حسین رودرروی هم قرار گرفتند.[۴۹] فرمانده عباسی به حسین حفاظت بخشید؛ البته حسین نپذیرفت و در نبردی که درگرفت، حسین و گردآوری متعددی از یارانش به شهید شدن رسیدند.[۵۰] همینطور گروهی از یاران حسین اسیر شدند و برخی دیگر گریختند.[۵۱] تنی چند از اسیرها کشته[۵۲] و تنی چند از آن ها یاروهمدم با سرهای شهدا به بغداد نزد هادی عباسی رسول شدند.[۵۳] هادی راز حسین را برای مدتی، از پل بغداد معلق کرد و آن گاه آن را به خراسان ارسال کرد.[۵۴] پیکر کشتگان تا سه روز بر زمین بود و درندگان و پرنده ها از آنها آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میخوردند.[۵۵]
مغایر قسم دارای اسم و رسم کهاین وقوع نبرد را ۸ ذیالحجه سال ۱۶۹ق گزارش نموده است،[۵۶] در بعضا منابع، روز هفتم ذیالحجه[۵۷] و در برخی دیگر، سال ۱۶۷ق، روز عرفه (نهم ذیالحجه) گزارش شدهاست.[۵۸] بر اساس گزارش بیهقی در لبابالانساب، بعداز درگذشت مالک فخ، امام کاظم (ع) بر پیکرش نماز خواند.[۵۹]
عواقب
بعد از قیام مالک فخ، عمری والی مدینه، منزلها و نخلستانهای حسین و عده ای از قوم او را به حریق کشید و قسمت دیگری از نخلستانها و اموالشان را مصادره کرد.[۶۰] موسی بن عیسی، از عاملان بنیعباس نیز به مدینه رفت و با احضار اهل یک محل شهر به مسجد، آن ها را واداشت تا از طالبیان و حسین و یارانش در ملأ عام بدگویی نمایند.[۶۱]
دربارهٔ برخورد هادی عباسی به رخداد فخ، گزارشهای متناقضی وجود دارااست.[۶۲] براساس گزارش رازی، وقتی که قاسم بن محمد بن عبدالله را اسیر کردند و نزد هادی بردند، هادی امر کرد مجموع اعضای بدنش را با ارّه تکهتکه نمایند.[۶۳] همینطور با فرمان وی، رمز تنی چند از اسیرها را از بدن غیروابسته شد.[۶۴] در مقابل، گزارشهای دیگری نیز وجود دارااست. طبق برخی از آنان وی با بعضا قاتلان اتفاق فخ واکنش کرد و دستورداد اموال آن ها مصادره گردد.[۶۵] براساس ماجرا دیگری، هادی عباسی با دیدن رمزهای شهدای فخ گریست و محروم ساختن قاتلان از جایزه را معدودترین مجازات آن ها دانست.[۶۶] برخی نویسندگان بر این باورند که هادی عباسی برای آهسته کردن معارضان و از در میان بردن التهاب جامعه، در مواضعی، خویش را اندوهگین جلوه داده میباشد.[۶۷]
فرزندان عبدالله محض، یعنی سلیمان، ادریس و یحیی، دراین اتفاق حضور فعال داشتند.[۶۸] سلیمان بن عبدالله و حسن بن محمد بن عبدالله محض درین اتفاق کشته شدند.[۶۹] ادریس بن عبدالله در رخداد فخ زنده ماند و به مغرب گریخت و در آنجا دولت ادریسیان را شالودهگذاری کرد.[۷۰] یحیی بن عبدالله نیز در نزاع فخ زنده ماند و به دیلم گریخت.[۷۱] هارونالرشید با تایپ کردن حفاظتطومارای او را به بغداد فراخواند؛ ولی اورا در بغداد زندانی کرد و عاقبت همانجا درگذشت.[۷۲]
انگیزه باخت
محله شهدا در مکه، محل دفن تنی چند از شهدای حادثه فخ
بعضا دانشمندان کارها تحت را از عامل ها باخت قیام مالک فخ دانستهاند:
قیام قبل از موعد و پیش از مهیاسازی نیرو؛
ملازمت و همراهی نکردن بعضا از بزرگان علوی؛
عهد و پیمانشکنی تنی چند از یاران؛
قیام در روز ها حج، به دلیل اشتغال عموم مکه و مدینه به کارها اقتصادی؛
ملازمت و همراهی نکردن بزرگان مکه؛
ملازمت و همراهی نکردن عموم مدینه؛
مطلوب نبودن فضای حجاز برای قیام.[۷۳]
ناحیه فخ
کتاب خبر ها فخ، از سابقترین منابع اتفاق فخ
حیطه فخ یا این که محله شهدای مکه،در ورودی شمالی مکه و در چهار کیلومتری مسجدالحرام قراردارد.[۷۴] این حیطه بقاع بعضا از صحابه بوده میباشد.[۷۵] به گفته محققان، قبور شهدای فخ در محله شهدای مکه، در دو نصیب جایدارد:[۷۶] بخشی از شهدای فخ در محل محصوری دفن گردیدهاند که تابلوی «مقبرةُ عبدالله بن قدمت، رقم ۲» بر دیوار آن جایدارد. قبر تعداد دیگری نیز روبهروی آن محل، در دامنه کوهِ فخ («جبلالبرود» یا این که «جبلالشهید»)[۷۷] واقع میباشد.[۷۸] در سال ۶۰۱ق بر مزار مالک فخ حرمای ساخته شد.[۷۹] در کنار کوه فخ، ناحیه همواری به اسم «ذیطُاوٰ» وجود دارااست که اورده شده محل تشکیل جلسات قوم و قبیله قریش در رخداد صلح حُدَیبیه بوده میباشد.[۸۰]
تکنگاریها
بعضا از کتابهایی که با قضیه حادثه فخ درج شده عبارتاند از:
اَخبارُ فخ نوشته احمد بن راحت رازی. این کتاب در قرن چهارم درج شده و سابقترین تاثیر جداگانه در زمینه حادثه فخ میباشد.[۸۱] گفتهاند درین تاثیر اوراق و مدارکی وجود داراست که در منابع کهن دیگر وجود ندارد.[۸۲] این کتاب را انتشارات دار الغرب الاسلامی بیروت، در سال ۱۹۹۵م، با پژوهش پزشک حرفه ای جرّار، در ۳۹۸ کاغذ منتشر نموده است.[۸۳]
ماهیت قیام شهید فخ، به مداد ابوفاضل رضوی اردکانی: تالیف کننده در یازده فصل، شخصیت حسین بن علی و چیستی و کیفیت قیام اورا تحقیق نموده است.[۸۴] این کتاب را انتشارات محل کار تبلیغات اسلامی در سال ۱۳۷۵ش، در ۲۸۰ برگه منتشر نموده است.[۸۵]
بَطَلُ فَخ (قهرمان فخ) نوشته محمدهادی امینی؛ این تاثیر در سال ۱۳۸۸ق به عملکرد انتشارات المَطبعةُ الحیدریة در نجف و در ۲۰۶ کاغذ منتشر گردیدهاست.[۸۶]
شروع قیام در مدینه
حسین فخی در ذیالقعده سال ۱۶۹ق در مدینه قیام کرد.[۳۵] وی و تنی چند از همراهانش هنگام نماز صبح، با شعار «اَحَد اَحَد» وارد مسجدالنبی شدند و مؤذن را واداشتند تا اذان را همچون شیعهها (یاور با «حیّ علی نه العمل») بگوید.[۳۶] فرمان دار مدینه با شنیدن اذان شیعهها وحشت کرد و از مدینه گریخت.[۳۷] عموم نماز را به امامت حسین خواندند و بعداز نماز، حسین بن علی خطبهای خواند و عموم را به بیعت با خویش فراخواند تا عموم براساس کتاب خداوند، سنت پیامبر معبود و «الرضا اینجانب آلمحمد» (یعنی شخص موردرضایت از آل محمد) با وی بیعت نمایند.[۳۸] ولی گزارشهایی از ملازمت و همراهی نکردن عموم مدینه با آنان حکایت مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد دارااست.[۳۹]
کارایی دست اندرکاران حکومت در مدینه برای تقابل با حسین فخی فیضای نداشت و به باخت و کشته شدن تنی چند از آن ها انجامید.[۴۰] آنها همینطور از خجسته ترکی (از فرماندهان دستگاه خلافت) که به قصد رفتن به حج، وارد مدینه گردیده بود یاری خواستند؛[۴۱] ولی مبتنی بر نقل ابوالفرج اصفهانی، میمون که به پیکار با حسین گرایش نداشت، در پیامی مخفیانه از حسین خواست به وی شبیخون بزنند تا وی به گریختن ناگزیر خواهد شد.[۴۲] حسین نیز چنان کرد و خجسته به سوی مکه گریخت.[۴۳] بنابراین شهر مدینه در دست حسین قرار گرفت. احاطه بر مدینه صرفا یازده روز طولانی شد.[۴۴] شهید فخ شخصی به اسم دِنیارِ (دِرباس)[۴۵] خُزاعی را والی مدینه کرد و خویش یاور با سیصد نفر از یارانش،[۴۶] در ۲۴ ذیالقعده به سمت مکه جنبش رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[۴۷]
مبارزه فخ
هادی عباسی برخی از بزرگان حکومت را که به حج رفته بودند، به رویا رویی با حسین امرکرد و فرماندهی مبارزه را برعهده محمد بن سلیمان گذاشت.[۴۸] عباسیان با سپاهی چهار هزار نفری در ۸ ذیالحجه (روز ترویه) در محلی به اسم «فخ» با سپاه حسین رودرروی هم قرار گرفتند.[۴۹] فرمانده عباسی به حسین حفاظت بخشید؛ البته حسین نپذیرفت و در نبردی که درگرفت، حسین و گردآوری متعددی از یارانش به شهید شدن رسیدند.[۵۰] همینطور گروهی از یاران حسین اسیر شدند و برخی دیگر گریختند.[۵۱] تنی چند از اسیرها کشته[۵۲] و تنی چند از آن ها یاروهمدم با سرهای شهدا به بغداد نزد هادی عباسی رسول شدند.[۵۳] هادی راز حسین را برای مدتی، از پل بغداد معلق کرد و آن گاه آن را به خراسان ارسال کرد.[۵۴] پیکر کشتگان تا سه روز بر زمین بود و درندگان و پرنده ها از آنها آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میخوردند.[۵۵]
مغایر قسم دارای اسم و رسم کهاین وقوع نبرد را ۸ ذیالحجه سال ۱۶۹ق گزارش نموده است،[۵۶] در بعضا منابع، روز هفتم ذیالحجه[۵۷] و در برخی دیگر، سال ۱۶۷ق، روز عرفه (نهم ذیالحجه) گزارش شدهاست.[۵۸] بر اساس گزارش بیهقی در لبابالانساب، بعداز درگذشت مالک فخ، امام کاظم (ع) بر پیکرش نماز خواند.[۵۹]
عواقب
بعد از قیام مالک فخ، عمری والی مدینه، منزلها و نخلستانهای حسین و عده ای از قوم او را به حریق کشید و قسمت دیگری از نخلستانها و اموالشان را مصادره کرد.[۶۰] موسی بن عیسی، از عاملان بنیعباس نیز به مدینه رفت و با احضار اهل یک محل شهر به مسجد، آن ها را واداشت تا از طالبیان و حسین و یارانش در ملأ عام بدگویی نمایند.[۶۱]
دربارهٔ برخورد هادی عباسی به رخداد فخ، گزارشهای متناقضی وجود دارااست.[۶۲] براساس گزارش رازی، وقتی که قاسم بن محمد بن عبدالله را اسیر کردند و نزد هادی بردند، هادی امر کرد مجموع اعضای بدنش را با ارّه تکهتکه نمایند.[۶۳] همینطور با فرمان وی، رمز تنی چند از اسیرها را از بدن غیروابسته شد.[۶۴] در مقابل، گزارشهای دیگری نیز وجود دارااست. طبق برخی از آنان وی با بعضا قاتلان اتفاق فخ واکنش کرد و دستورداد اموال آن ها مصادره گردد.[۶۵] براساس ماجرا دیگری، هادی عباسی با دیدن رمزهای شهدای فخ گریست و محروم ساختن قاتلان از جایزه را معدودترین مجازات آن ها دانست.[۶۶] برخی نویسندگان بر این باورند که هادی عباسی برای آهسته کردن معارضان و از در میان بردن التهاب جامعه، در مواضعی، خویش را اندوهگین جلوه داده میباشد.[۶۷]
فرزندان عبدالله محض، یعنی سلیمان، ادریس و یحیی، دراین اتفاق حضور فعال داشتند.[۶۸] سلیمان بن عبدالله و حسن بن محمد بن عبدالله محض درین اتفاق کشته شدند.[۶۹] ادریس بن عبدالله در رخداد فخ زنده ماند و به مغرب گریخت و در آنجا دولت ادریسیان را شالودهگذاری کرد.[۷۰] یحیی بن عبدالله نیز در نزاع فخ زنده ماند و به دیلم گریخت.[۷۱] هارونالرشید با تایپ کردن حفاظتطومارای او را به بغداد فراخواند؛ ولی اورا در بغداد زندانی کرد و عاقبت همانجا درگذشت.[۷۲]
انگیزه باخت
محله شهدا در مکه، محل دفن تنی چند از شهدای حادثه فخ
بعضا دانشمندان کارها تحت را از عامل ها باخت قیام مالک فخ دانستهاند:
قیام قبل از موعد و پیش از مهیاسازی نیرو؛
ملازمت و همراهی نکردن بعضا از بزرگان علوی؛
عهد و پیمانشکنی تنی چند از یاران؛
قیام در روز ها حج، به دلیل اشتغال عموم مکه و مدینه به کارها اقتصادی؛
ملازمت و همراهی نکردن بزرگان مکه؛
ملازمت و همراهی نکردن عموم مدینه؛
مطلوب نبودن فضای حجاز برای قیام.[۷۳]
ناحیه فخ
کتاب خبر ها فخ، از سابقترین منابع اتفاق فخ
حیطه فخ یا این که محله شهدای مکه،در ورودی شمالی مکه و در چهار کیلومتری مسجدالحرام قراردارد.[۷۴] این حیطه بقاع بعضا از صحابه بوده میباشد.[۷۵] به گفته محققان، قبور شهدای فخ در محله شهدای مکه، در دو نصیب جایدارد:[۷۶] بخشی از شهدای فخ در محل محصوری دفن گردیدهاند که تابلوی «مقبرةُ عبدالله بن قدمت، رقم ۲» بر دیوار آن جایدارد. قبر تعداد دیگری نیز روبهروی آن محل، در دامنه کوهِ فخ («جبلالبرود» یا این که «جبلالشهید»)[۷۷] واقع میباشد.[۷۸] در سال ۶۰۱ق بر مزار مالک فخ حرمای ساخته شد.[۷۹] در کنار کوه فخ، ناحیه همواری به اسم «ذیطُاوٰ» وجود دارااست که اورده شده محل تشکیل جلسات قوم و قبیله قریش در رخداد صلح حُدَیبیه بوده میباشد.[۸۰]
تکنگاریها
بعضا از کتابهایی که با قضیه حادثه فخ درج شده عبارتاند از:
اَخبارُ فخ نوشته احمد بن راحت رازی. این کتاب در قرن چهارم درج شده و سابقترین تاثیر جداگانه در زمینه حادثه فخ میباشد.[۸۱] گفتهاند درین تاثیر اوراق و مدارکی وجود داراست که در منابع کهن دیگر وجود ندارد.[۸۲] این کتاب را انتشارات دار الغرب الاسلامی بیروت، در سال ۱۹۹۵م، با پژوهش پزشک حرفه ای جرّار، در ۳۹۸ کاغذ منتشر نموده است.[۸۳]
ماهیت قیام شهید فخ، به مداد ابوفاضل رضوی اردکانی: تالیف کننده در یازده فصل، شخصیت حسین بن علی و چیستی و کیفیت قیام اورا تحقیق نموده است.[۸۴] این کتاب را انتشارات محل کار تبلیغات اسلامی در سال ۱۳۷۵ش، در ۲۸۰ برگه منتشر نموده است.[۸۵]
بَطَلُ فَخ (قهرمان فخ) نوشته محمدهادی امینی؛ این تاثیر در سال ۱۳۸۸ق به عملکرد انتشارات المَطبعةُ الحیدریة در نجف و در ۲۰۶ کاغذ منتشر گردیدهاست.[۸۶]

مسجد امام حسن مجتبی (ع) فکوری مشهد و نقش آن در مواجهه با چالشهای اجتماعی و شهری